خواجه نظام الملك الطوسي

284

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

مذهب آموختن گرفتند تا روزى از روزها ديه مهتر كلين بيرون ديه مىگذشت . مسجدى بيران بود ، آوازى از آن مسجد مىشنيد . آهنگ آن مسجد كرد و گوش داشت « 1 » . اين خلف با مردى اين مذهب مىگفت . چون در ديه شد گفت « اى مردمان ، طرازهاى او باطل كنيد و هيچ گرد او مگرديد كه آنچه از او شنيدم ترسم كه اين ديه در سر كار او شود . » و اين [ 126 b ] خلف را زفانش شكسته بود چنان كه طرح نتوانست گفت « 2 » . « من از او شنيدم : هذا باب باتنه ؟ ؟ ؟ الوهمه . » 84 خلف « 3 » چون بدانست كه مردم از حال او بدانستند از آن ديه بگريخت و به شهر رى شد و آنجا بمرد و بعضى از اهل اين ديه از مردان و زنان در مذهب خويش آورده بود . و پسرش احمد بن خلف بر جاى پدر بنشست و بر مذهب پدر مىرفت و در شهر رى از حال ايشان كسى خبر نداشت تا احمد بن خلف را مردى بدست افتاد از ديه كلين نام او غياث ، نحو و ادب نيكو دانستى . او را خليفهء خويش كرد بدعوت كردن . 3 - پس اين غياث اصل مذهب ايشان را بآيت قرآن و اخبار رسول و امثال عرب و ابيات شعر بياراست و كتابى ساخت نام آن البيان و در آن كتاب معنى نماز و روزه و لغتهاى شرعى بر « 4 » طريق لغت ياد كرد . پس مناظره كرد با مردمان اهل سنّت و اين خبر در قم و كاشان و آبه پراكند كه « مردى مناظر پديد آمده است در ديه كلين نام او غياث . خبر خوش مىدهد و مردمان را مذهب اهل بيت مىآموزد . » مردمان اين شهرها روى بغياث نهادند و اين مذهب را آموختن گرفتند . تا فقيه عبد اللّه الزعفرانى خبر يافت و بدانست كه بدعت است . مردمان رى را برانگيخت و قصد ايشان « 5 » كرد . و اهل سنت برى اين مردمان را كه در

--> ( 1 ) - و گوش داشت N - : PCK ( 2 ) - چنان كه طرح نتوانست كفت N - : PC ( 3 ) - من ازو شنيدم هذا باب ما ؟ ؟ ؟ تنه الوهمه N : كفت من از وى شنيدم هذا باب ماسه و ابن خلف PC - : K ( 4 ) - بر K : و PC - : N ( 5 ) - خراسان N : ايشان PC - : K